پای بر نهادن

لغت نامه دهخدا

پای برنهادن. [ ب َ ن ِ/ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) متابعت کردن. ( تتمه برهان ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متابعت کردن.

جمله سازی با پای بر نهادن

💡 کودکان را پای بر سر میزنی مشت بر طومار و دفتر میزنی

💡 چو بینی که زن پای بر جای نیست ثبات از خردمندی و رای نیست

💡 کی پای بر بساط حریم حرم نهی تا تو نشسته بر سر دست و تمارقی

💡 بندگانش همگی خرقه صد پاره به بر پای بر تارک گردون و در آزرم ز تاج

💡 این غم ز دلم نمی‌نهد پای برون وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست

💡 دست تو به دامن وصالش نرسد تا در ره عشق پای بر سر ننهی

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز