لغت نامه دهخدا
( پا پس آوردن ) پا پس آوردن. [ پ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ترک دادن. ( رشیدی ) ( برهان ). || قطع نظر کردن. واگذاشتن. || بازماندن از طلب بعجز. || منهزم شدن در رزم. ( برهان ).
( پا پس آوردن ) پا پس آوردن. [ پ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ترک دادن. ( رشیدی ) ( برهان ). || قطع نظر کردن. واگذاشتن. || بازماندن از طلب بعجز. || منهزم شدن در رزم. ( برهان ).
( پاپس آوردن ) ( مصدر ) ۱ - قطع نظر کردن. واگذاشتن ۲ - ( مصدر ) باز ماندن از طلب بعجز. ۳ - منهزم شدن در رزم.
ترک دادن قطع نظر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپانیا و روسیه که انتظار فتوحات آسان را داشتند، به سرعت پا پس کشیدند و تقاضای ترک مخاصمه کردند. اتریش نیز که اوضاع را مساعد ندید پیشنهاد آتشبس ۶ماهه را ارائه کردند. این در حالی بود که نبرد در آلپ با ایتالیا ادامه داشت.
💡 القاس میرزا که دریافته بود سپاه عثمانی نمیتواند بهسادگی بر رقیب چیرگی یابد، پا پس کشید.
💡 ۴. رامو به پسرعموی "جانفدا": «نا امید نشو! ما هرگز تسلیم نمیشیم! پا پس کشیدن در شخصیت ما نیست! باید بلند شی و پایدار بمونی! به شرفم سوگند میخورم، شاهین "جانفدا" اگر یکبار کشته شد، اون جنایتکارها هزاربار میمیرند. تا هنگامیکه اون سه بیشرف رو ریشهکن نکنم، زندگی برای من حرومه.» قسمت چهلم-Final
💡 بس که در راه طلب، سرگشتگی آمد به پیش سایه پا پس می کشد از محنت همراهی ام
💡 3 - حضرت ختمى مرتبت (( - صلى اللّه عليه و آله - )) در غزوه خيبر فرمود: ((فردامردى به سوى آنان خواهم فرستاد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيزاو را دوست دارند؛ دلير مردى كه هرگز پا پس نمى كشد و همواره حمله مى كند و برنخواهد گشت تا خدا پيروزى را نصيب او كند...)).(178)
💡 بر فلک بنهیم پا پس کاروانرا سر شویم گرچه در راه خدا بی پا و سر افتادهایم