فرهنگ معین
( ~ُ ~. ) [ ع - فا. ] (ق مر. ) ۱ - پیوسته، همیشه. ۲ - (عا. ) گاه و بی گاه.
( ~ُ ~. ) [ ع - فا. ] (ق مر. ) ۱ - پیوسته، همیشه. ۲ - (عا. ) گاه و بی گاه.
پیوسته همیشه.
پیوسته، همیشه.
گاه و بی گاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگدستی راست لازم گریه بیاختیار وقت بیبرگی سرشک از تاک میآید برون
💡 بی جهد رهانیدیم از رنج به هر وقت بی رنج رسانیدیم از بخت به هر کام
💡 وقت بی برگی کرم با بینوایان خوشنماست در خزان از بلبلان ای باغبان غافل مباش
💡 بخش درام بیبیسی این برنامه را برای ۲۶ سری از شبکه بیبیسی ۱ پخش کرد. کاهش تعداد بینندگان این سریال و کاهش معلومات عمومی نسبت به مسائل علمی موجود در فیلم باعث شد که جاناتان پاول مدیر وقت بیبیسی ۱ دستور تعلیق ساخت و پخش این سریال را بدهد. هیچ تصمیمی برای ساخت سری ۲۷ گرفته نشده بود اما بیبیسی مرتباً تکرار میکرد سری ۲۷ به زودی پخش میشود.
💡 دستم رسید بر مه ازیرا که هیچ وقت بی من قدح به دست نگیرد همی امیر