وا شکافتن
لغت نامه دهخدا
واشکافتن. [ ش ِ ت َ ] ( مص مرکب ) شکافتن.نبش. بازشکافتن. || خواستن. بیع. ( یادداشت مؤلف ). || دلالی کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - مجددا شکافتن باز شکافتن. ۲ - شکافتن چیزی را.
شکافتن نبش.
جمله سازی با وا شکافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیاپیرهای و سایر حفرهها و شکستگیهای ساختمانی از نفوذ مواد زیر زمین شکل میگیرند. دیاپیرها با فشار دادن لایههای زمین به سمت بالا و شکافتن لایههای سنگی پوشاننده سطح زمین میتوانند باعث تشکیل تاقدیس، گنبد نمکی و دیگر ساختارهایی شوند که منبع بالقوه نفت خام و گاز طبیعی بهشمار میروند. معمولاً تودههای آذرین نفوذی برای حفظ منابع هیدروکربنهای موجود بیش از حد داغ هستند.
💡 این فیلم برنده جایزه طلای بهترین کارگردان در فستیوال فیلمهای ۸میلیمتری شد. فضای فیلم مانند فیلمهای دیگر او فضای سوزان و پر ملال بنادر جنوب است. با همان آدمهای اصیل، تنها و آفتاب سوخته که بنیهاشمی دقیقتر از همیشه با وسواسی خاص، به دروننگری آنها و شکافتن ذهن اندوه گرفتهشان میپردازد. موج، بیهودگی و سرگردانی یک جوان را به تصویر میکشد.
💡 با گذشت زمان و تغییرات اقلیمی، زمینهای خشک و ترکخورده در اثر خشکسالی شدید شروع به وا شکافتن کردند و اشکالی عجیب در دل صحرا ایجاد کردند.
💡 شاعر با کلمات خود سعی داشت پردههای سکوت را وا شکافته و حقایق پنهانی را که در قلب تودههای مردم نهفته بود، به آرامی آشکار سازد.
💡 وقتی او نامه قدیمی را با دقت باز کرد، گویی داشت پرده از رازهای گذشته را وا میشکافت و خاطراتی را که سالها فراموش شده بودند، بازیابی میکرد.