وا باختن

لغت نامه دهخدا

واباختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) برده را باختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) برده را باختن.

جمله سازی با وا باختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتى يار پارسا و انقلابى پيامبر،ابوذر غفارى را به ربذه تبعيد كردند و آنبزرگ مرد در تبعيد گاهش غريبانه به شهادت رسيد،حجر بن عدى و مالك اشتر از جملهكسانى بودند كه شاهد جان باختن او بودند و بر پيكر آن صحابى نستوه،نمازخواندند.(6)

💡 صبح تیغش تا نکرد ابرو بلند از خواب ناز همچو شمعم تلخی‌ جان باختن ‌شیرین نشد

💡 چون به لب بازی کتی در عشوه جان بازم منت هرچه خواهد باخت باید با حریفان باختن

💡 او زیبایی‌های اغراق‌آمیز و ایده‌آلی دارد و از انبوهی از عاشقان دل ربوده‌است که برای جان باختن در راه عشق او آماده‌اند.

💡 شیوه ها دارد محبت ورنه کار عقل نیست یوسف افکندن به زندان عشق زندان باختن

💡 علی دایی، بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران، از صحت گزارش‌ها دربارهٔ جان باختن اسرا پناهی به دلیل یورش نیروهای امنیتی به این مدرسه خبر داد. و سکوت در این‌باره را «حکم خیانت به انسانیت و میهن» دانست.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز