هی کردن
متضادها
ساکت شدن، آرام شدن
لغت نامه دهخدا
هی کردن. [ هََ / هَِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، راندن اسب و دیگر چارپایان باشد. به رفتن داشتن ستور را.
فرهنگ فارسی
در تداول راندن اسب و دیگر چاپایان باشد برفتن داشتن ستور را
جمله سازی با هی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اکثریت مورخان گمان کردهاند که شیلخک اینشوشینک در این کتیبه، شاهان پیشین خود را بر حسب ترتیب زمانی ذکر میکند و میتوان این فهرست را با وارد کردن نام شاهانی که به آنها اشارهنشده، کامل کرد.