هوا خوردن

لغت نامه دهخدا

هوا خوردن. [ هََ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) استنشاق هوا. فروبردن هوای پاک به درون ریه ها. هواخوری.
- هوا خوردن باده؛ کنایه از زایل شدن کیفیت شراب است، چه تصرف هوا مزیل نشأه شراب است. ( غیاث از مصطلحات ):
رنگ نماند در لبش از نفس فسردگان
باده هوا چو می خورد پا به رکاب می دهد.صائب. || تصرف هوا درمزاج. ( آنندراج ):
آن چشم ناتوان غم مردم کجا خورد
کز بازگشتن نگه خود هوا خورد.میرصیدی.

فرهنگ فارسی

استنشاق هوا فرو بردن هوای پاک بدرون ریه ها هوا خوری

جمله سازی با هوا خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يا كميل ! شكمت را از خوراك پر مكن، براى آب هم جا بگذار و براى هوا هم قرار بده،تا اشتها دارى دست از خوراك بردار، اگر اين كارها را انجام دادى خوراك بر تو گواراگردد، همانا تندرستى با كم خوردن و كم نوشيدن است.

💡 بلکه باشد کشتن نفس و هوا در هوای دوست خوردن غوطه ها

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز