هو انداختن

فرهنگ معین

(هُ. اَ تَ ) (مص ل. ) (عا. ) چو انداختن، شایعه پراکندن.

ویکی واژه

(عا.)
چو انداختن، شایعه پراکندن.

جمله سازی با هو انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيشنهادهاى اهريمنى شاه كه براى به دام انداختن نواب چيده شده بود، عبارتند از:

💡 کرده روز تاختن بر خصم چون رستم ستم گاه تیر انداختن بر شیر چون بهرام رام

💡 انگشت حلقه یا انگشت انگشتری نام انگشت چهارم دست از سمت انگشت شست است که در انسان شامل یک انگشت در هر دست می‌شود (در مجموع ۲ انگشت). به‌طور عرفی این انگشت معمولاً محل انداختن انگشتر یا حلقه ازدواج است.

💡 عقل ناکس روی را مصحف در آب انداختن عشق برنا پیشه را شمشیر بران داشتن

💡 از تاخير انداختن كارها، بر حذر باش كه آن، دريايى است كه در آن هلاك شده ها غرق شدهاند.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز