فرهنگ معین
( ~. چ. کَ دَ ) (مص ل. ) حسادت ورزیدن.
( ~. چ. کَ دَ ) (مص ل. ) حسادت ورزیدن.
حسادت ورزیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جویها کرده است جاری چشم از سیل سرشک چشمه را بنگر که هم چشمی به دریا میکند
💡 آسمان را هم به چرخ آورد شور عشق او ننگ ما سرگشتگان هم چشمی افلاک بس
💡 لاله اشکم غزالان را ز هم چشمی گداخت قطره خون گرمی کز خنجر قصاب ریخت؟
💡 دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد یا به بیماریش از صحت خود چشم بپوشد
💡 تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم
💡 بسکه دارد سر هم چشمی گلشن مهتاب کرده برخاک سرکوی تو مسکن مهتاب