لغت نامه دهخدا
بوریاپوش. ( نف مرکب ) کنایه از غایت مفلسی و نکبتی که برای پوشیدن، غیر بوریا نداشته باشد. ( آنندراج ). کسی که از هر جهت بیچاره و بی نوا باشد. ( ناظم الاطباء ):
هوس آتشین رخی دارد
هر کجا رند و بوریاپوشی است.وحید ( از آنندراج ).
بوریاپوش. ( نف مرکب ) کنایه از غایت مفلسی و نکبتی که برای پوشیدن، غیر بوریا نداشته باشد. ( آنندراج ). کسی که از هر جهت بیچاره و بی نوا باشد. ( ناظم الاطباء ):
هوس آتشین رخی دارد
هر کجا رند و بوریاپوشی است.وحید ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دام راه ما خشن پوشان نگردد موج صوف چشم ما چین جبین بوریا را را دیده است