لغت نامه دهخدا
هفت حرف خاکی. [ هََ ح َ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دال بی نقطه و حای بی نقطه و لام و عین بی نقطه و رای بی نقطه و خای نقطه دار و غین نقطه دار. ( برهان ).
هفت حرف خاکی. [ هََ ح َ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دال بی نقطه و حای بی نقطه و لام و عین بی نقطه و رای بی نقطه و خای نقطه دار و غین نقطه دار. ( برهان ).
دال بی نقطه و حای بی نقطه و لام و عین بی نقطه و رای بی نقطه و خای نقطه دار و غین نقطه دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو کز بال تخیل شهریارا شاهد افلاک به خود تا بازمی گردی همان زندانی خاکی
💡 فانی است هر چه بینی در این سرای خاکی جز نام نیک عشاق که او راست استدامت
💡 ما تن خاکی تو روح پاکی ای جان و جهان گرچه ما مردیم دور از تو تو بی ما زنده ای
💡 شکوه هر کس می کند صائب ز درد و داغ عشق مشت خاکی بر دهانش زن که کافر نعمت است
💡 گر تن خاکی همی بر باد ندهی شرط نیست آب افیون خوردن و در دامن آذر داشتن
💡 درویش خاکی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.