لغت نامه دهخدا
میره ده. [ رَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 27هزارگزی جنوب خاوری مهاباد با 203 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
میره ده. [ رَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد، واقع در 27هزارگزی جنوب خاوری مهاباد با 203 تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رباب میره تو کیچه(کوچه) بچهها میشن دستپاچه/رباب رباب ربابه حال رباب خرابه
💡 وای بر... ایر تو ای میره که از بهر تو را آب من بردی و وی آب تو هم خواهد برد
💡 گفتم رسید میره بتو گفت بار بار گفتم که زر و سیم چسان گفت تنگ تنگ
💡 من که مدیحِ امیر گویم بیطمع میره چه دانم چه باشد اندر دو جهان
💡 جز آنکه دیدمت بپس پیر میره در دیگر مرا بگوی که با تو چه دیدگیست
💡 جنگ میره، روستایی از توابع بخش اسالم شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است که قدیم در این روستا جنگ زیادی رخ میداد و این نام برایش ماند و حال نام این روستا باعث خنده همگان شده