لغت نامه دهخدا
هم طارم. [ هََ رَ ] ( ص مرکب )دو چیز که مرتبه برابر دارند. هم درجه:
هم طارم آفتاب، رویش
هم قافله عبیر، بویش.نظامی.
هم طارم. [ هََ رَ ] ( ص مرکب )دو چیز که مرتبه برابر دارند. هم درجه:
هم طارم آفتاب، رویش
هم قافله عبیر، بویش.نظامی.
دو چیز که مرتبه برابر دارند هم درجه
💡 دهستان طارم نام دهستانی است در بخش مرکزی از توابع شهرستان حاجیآباد در استان هرمزگان واقع در جنوب ایران.
💡 چون او نه یکی شاه درین توده اغبر چون او نه یکی ماه بر این طارم اخضر
💡 این روستا در دهستان طارم قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۷۶نفر (۲۰خانوار) بودهاست.
💡 چو بر فرود سپهر برین که پردهٔ نیلی به دامن تو نمودار هفت طارم ازرق
💡 گیلوان، دهستانی است از توابع بخش گیلوان شهرستان طارم در استان زنجان ایران.
💡 ای غم به آخر آی! که خامی بسی نمود این رنج ها که در خم این سبز طارم است