فرهنگستان زبان و ادب
{isozyme, isoenzyme} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] هریک از اشکال گوناگون یک زی مایه که واکنش یکسانی برمی انگیزند، اما تـوالی ژنی و خصوصیات فیزیکی شیمیایی متفاوت دارند
{isozyme, isoenzyme} [زیست شناسی-پروتگان شناسی] هریک از اشکال گوناگون یک زی مایه که واکنش یکسانی برمی انگیزند، اما تـوالی ژنی و خصوصیات فیزیکی شیمیایی متفاوت دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که باشم تا زیم با گل وفا جوی به شادی کرده با او روی در روی
💡 توئی آن حیدر غیرتکش دریا دل راد که بود کون و مکانت چو یکی قطره زیم
💡 هجر که آسان نبود می کشم بی تو که هرگز نتوان می زیم
💡 سیه پوشیده رخسارش کنون، چشم! زیم من هم به حق آن سیه پوش
💡 تا که زیم بندگی کنم چو بمیرم مهر ترا سر بمهر باز سپارم