هم اوا

لغت نامه دهخدا

( هم آوا ) هم آوا. [ هََ ] ( ص مرکب ) هم صدا. دو چیز که صدایشان هم آهنگ و به موازات یکدیگر برآید، یا دو کس که با یکدیگر آواز خوانند:
بر گلت آشفته ام، بگذار تا در باغ وصل
زاغ بانگی می کنم بلبل هم آواییم نیست.سعدی.رجوع به هم آواز شود.

فرهنگ فارسی

( هم آوا ) هم صدا دو چیز که صدایشان هم آهنگ و بموازات یکدیگر بر آید یا دو کس که با یکدیگر آواز خوانند

فرهنگستان زبان و ادب

هم آوا
{homophone} [زبان شناسی] هریک از دو یا چند واژه ای که از نظر آوایی یکسان، ولی معنی و گاه نوشتار متفاوت دارند
{homophonic} [زبان شناسی] دارای تلفظ یکسان

جمله سازی با هم اوا

💡 وليد گفت: شما سخنى را انتخاب كنيد تا من هم با شما هم آوا شوم.

💡 واژه هماور با پسوند جمع پارسی به هماوران و سپس هم آوا و هم وزن با آن، یک الف به آغاز آن افزوده شده تا سرانجام به چهره هاماوران درآمده، و آن سرزمین حمیر، حمر (حبشی) است.

💡 گر بمرغان چمن بگذری ای باد صبا گو هم آوای شما باز گرفتار افتاد

💡 بلبلان خوش نوای گلشن ارواح را با ترنم ساز بزم دل هم آوا یافتم

💡 از اَستَر پارسی به معنی ستاره و هم آوای اَختَر (صورت فلکی)

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز