هلال بن اسعر

لغت نامه دهخدا

هلال بن اسعر. [ هَِ ل ِ ن ِ اَ ع َ ] ( اِخ ) ابن خالد المازنی. شاعرمشهور دوره اموی. مردی شجاع و جنگی بود. عمری درازیافت و مدتی از عمر خود را در یمن گذراند. در حدود سال 130 هَ. ق. در عراق درگذشت. ( از اعلام زرکلی ).

جمله سازی با هلال بن اسعر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت عباس عليه السلام صبر كرد تا شب تاريك شد، سپس چون شير غران به سوىشريعه روان شد. زمان حركت، هلال بن نافع بجلى از پيش ‍ روى عباس عليه السلامروان بود و نخستين كسى بود كه وارد شريعه شد. عمرو بن حجاج گفت: كيستى و اينجاچه مى كنى ؟ گفت: يك تن؛ پسر عم تو، آمده ام تا آب بنوشم. عمر گفت بنوش، برتو گوارا باد! هلال گفت: اى عمرو مرا آب مى دهى، ولى پسر پيغمبر واهل بيت او را تشنه مى گذارى تا از عطش هلاك شوند؟

💡 21 - وفد هلال بن عامر: چند نفر از طايفه (بنىهلال ) از جمله (عبد عوف بن اءصرم ) كهرسول خدا او را (عبدالله ) ناميد، نزد آن حضرت رسيدند و (زياد بن عبدالله بن مالك) كه در خانه خود (ميمونه ) فرود آمد جزو آنان بود ورسول خدا او را با خود به مسجد برد و پس از نماز او را پيش طلبيد و دست بر سر وىكشيد و تا زنده بود اثر نورانيت آن در روى وى هويدا بود.

💡 هلال بن نافع، كه از سربازان دشمن بود، مى گويد: من پيشاپيش صف ايستاده بودم.ديدم امام حسين عليه السلام، پس از وداع با اهل بيت خود، به سوى ميدان مى آيد. در اينهنگام ناگاه چشمم به دختركى افتادكه از خيمه بيرون آمد و با گامهاى لرزان، دوان دوانبه دنبال امام حسين عليه السلام شتافت و خود را به آن حضرت رسانيد. آنگاه دامن آنحضرت را گرفت و صدا زد:

💡 و چـيـزى نـگـذشـت كـه پـسـرعـمـويـش به نام هلال بن اميه از در وارد شد در حالى كه مردفاسقى را شب هنگام با همسر خود ديده بود، و براى طرح شكايت خدمت پيامبر (صلى اللّهعـليـه و آله و سلّم ) مى آمد، او با صراحت گفت: من با چشم خودم اين موضوع را ديدم و باگوش خودم صداى آنها را شنيدم !

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز