لغت نامه دهخدا
هفت بیرون. [ هََ] ( اِ مرکب ) کنایت از عالم و جهان است:
ما که جزئی ز سبع گردونیم
با تو بیرون ز هفت بیرونیم.نظامی.
هفت بیرون. [ هََ] ( اِ مرکب ) کنایت از عالم و جهان است:
ما که جزئی ز سبع گردونیم
با تو بیرون ز هفت بیرونیم.نظامی.
کنایت از عالم و جهان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بعد هفت قرن اکنون، شد، از ایران زمین بیرون چو من گوینده تا بوسند، خلق اوراق دیوانش
💡 چون تو زین هر پنج بیرون آمدی خرقه بخش هفت گردون آمدی
💡 گهی درّ وصال آرد به بیرون بتابد تابشش در هفت گردون
💡 بیرون ز چار طبع بود طبع عاشقی از چار و پنج و هفت، دو صد ساله برترند