لغت نامه دهخدا
هشیاربخت. [ هَُ ش ْ ب َ ] ( ص مرکب ) بیداربخت. خوشبخت. کامیاب. موفق:
وز آنجا خروشی برآورد سخت
که ای پور سالار هشیاربخت.فردوسی.
هشیاربخت. [ هَُ ش ْ ب َ ] ( ص مرکب ) بیداربخت. خوشبخت. کامیاب. موفق:
وز آنجا خروشی برآورد سخت
که ای پور سالار هشیاربخت.فردوسی.
بیدار بخت خوشبخت کامیاب موفق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مستند مخالفان ز هشیاری تو بخت همه خفته شد ز بیداری تو
💡 غافل منشین که بخت یار است هشیار نشین که وقت کار است
💡 غمی شد فرستادهٔ هند سخت بماند اندر آن کار هشیار بخت