لغت نامه دهخدا
هزاراسبی. [ هََ زا اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به هزاراسب که دره محکمی است به خوارزم. ( سمعانی ).
هزاراسبی. [ هََ زا اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به هزاراسب که دره محکمی است به خوارزم. ( سمعانی ).
موسس این سلسله ابوطاهر نامی است که او را اتابک سلغری برای رفع طغیان لر بزرگ در سال ( ۵۴۳ ه.ق. ) ( ۱۱۴۸ م. ) به ناحیه لرستان فرستاد بعدا اباقاخان حکومت خوزستان را نیز به اتابکان لر بزرگ واگذاشت. یکی از ایشان یعنی [ افراسیاب ] پس از مرگ ارغون خان اصفهان را محاصره کرد ولی بزودی سرکوب شد. این سلسله تا سال ( ۷۴٠ ه. ) دوام داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توانم من، ای نامور شهریار که اسبی برون آرم از صد هزار