هرز شدن
مترادفها
بیارزش شدن، سبک شدن، لوده شدن
متضادها
باارزش شدن، ارزشمند شدن، جدی شدن
لغت نامه دهخدا
هرز شدن. [ هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هدر رفتن و روان شدن آب به زمین لم یزرع. ( یادداشت به خط مؤلف ). || خراب شدن و از کار افتادن پره قفل. ( یادداشت به خط مؤلف ). این معنی در مورد ابزار دیگر نیز به کار رود:هرز شدن کلید، هرز شدن پیچ و سرپیچ چراغ و جز آن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- هرزرفتن ۲- خراب شدن و ازکارافتادن پر. قفل وکلید ومانند آن.
جمله سازی با هرز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خودروهای قدیمیتر، زمانی که از ترمز دستیهای اهرمی استفاده میشد، اکسل اتومبیل بالا میآمد تا بتواند چرخها را قفل کند؛ این بعضاً موضوع باعث هرز شدن جوینتها و دیگر اتصالات در اکسل میشد..
💡 خراب شدن بدنه یک کشتی چوبی مشکل مهمی در عصر دریانوردی بود. بدنه کشتیها مورد حمله مداوم کرمهای کشتی، خرچنگها و علفهای هرز دریایی مختلف قرار داشت، که همگی تأثیرات نامطلوبی بر کشتی داشتند، چه از نظر ساختاری، مورد کرم، و چه از نظر تأثیر بر سرعت و کنترل در مورد علفهای هرز. متداولترین روشهای مقابله با این مشکلات، استفاده از چوب و گاهی ورق سربی بود. روکش چوب مصرفی، بهطور مؤثر پوسته غیر ساختاری را برای حمله کرم به بدنه ایجاد میکند و میتواند به راحتی در فواصل زمانی معین در حوض خشک جایگزین شود. با این حال، علف هرز به سرعت رشد کرد و کشتیها را کند کرد. روکش سرب، در حالی که در کاهش این مشکلات مؤثرتر از چوب بود، با پیچهای آهنی کشتیها واکنش بدی نشان داد.