لغت نامه دهخدا
هار و هور. [ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، سخت گرسنه. در غایت گرسنگی. مشتاق طعام.
هار و هور. [ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه، سخت گرسنه. در غایت گرسنگی. مشتاق طعام.
(رُ ) (ص. ) (عا. ) سخت گرسنه.
(صفت ) سخت گرسنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این آفت به تنهایی یک میلیارد دلار در سال به کشاورزان آمریکایی خسارت میزند. باتأسیس بی.سی. آی «حفاظت بینالمللی از خفاشها» و اعلام منافع آنها از سال ۱۹۸۲ تصورات مردم نسبت به خفاشها تغییر کرده و بهبود یافته است. بسیاری از افسانهها در مورد کور بودن خفاشها یا هار و دیوانه بودن آنها اغراقآمیز هستند.
💡 صورت بخل آنکه زر دارست کون پر هار و تیز ناهارست