نیکو گیاه
لغت نامه دهخدا
نیکوگیاه. ( ص مرکب ) پرگیاه. سرسبز و باطراوت. که گیاه در آن به زودی و آسانی بردمد و رشد کند: عثمر؛ ریگستانی است نیکوگیاه آسان گذار در بلاد طی. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
پر گیاه. سر سبز و با طراوت. که گیاه در آن بزودی و آسانی بر دمدور شد کند.
جمله سازی با نیکو گیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از لطف و حسن دایم در جمع نیکوان هستی چو ژاله بر گل و چون لاله در گیاه
💡 کشاورز با استفاده از کودهای ارگانیک و روشهای نوین آبیاری، توانست در فصل جاری محصولاتی شامل نیکو گیاه و محصولات باکیفیت تولید کند.
💡 در باغهای قدیمی، همیشه سعی میکردند انواع نیکو گیاه و گلهای زینتی را بکارند تا محیط اطراف خود را با زیباییهای طبیعی تزئین کنند.
💡 مطالعه بر روی هر نیکو گیاه و ویژگیهای زیستمحیطی آن، میتواند به دانشمندان در پیدا کردن داروهای جدید و موثر برای درمان بیماریها کمک کند.