نیک اموز

لغت نامه دهخدا

( نیک آموز ) نیک آموز. ( نف مرکب ) ناصح. واعظ. ( آنندراج ). خیرخواه. که دیگران را به نیکی و خیر دلالت کند:
هر که را گوشی بود موقوف پیغام بلا
کی تواند گوش کردن پند نیک آموز خویش.جلال عضد( از آنندراج ).

جمله سازی با نیک اموز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همیدون داد شهر ری به بهروز که بودش دوستدار و نیک آموز

💡 بجز نیکی مکن یار دلفروز تو نیکی را همه از نیک آموز

💡 تا همی از چرخ باشد عون و بخت چرخ و بختت یار نیک آموز باد

💡 باشد که مرا به قول نیک آموزی چون سوزن خود به دست گیرد روزی

💡 پژوهشی در جغرافیای مغان، سید محمد ابراهیمی، انتشارات نیک آموز ۱۳۸۵