لغت نامه دهخدا
نوی دادن. [ ن َ / ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) تازگی بخشیدن. تازه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز شرع خود نبوت را نوی داد
خرد را در پناهش پیروی داد.نظامی.
نوی دادن. [ ن َ / ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) تازگی بخشیدن. تازه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز شرع خود نبوت را نوی داد
خرد را در پناهش پیروی داد.نظامی.
( مصدر ) تازگی بخشیدن تازی کردن (( از شرع خود نبوت را نوی داد خرد را در پناهش پیروی داد. ) ) ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه نویی کارتا و یهودیان ضد صهیونیسم که آرزوی نابودی اسرائیل را دارند، نیز با تظاهرات و نشان دادن پلاکاردهایی نشانگر این که صهیونیزم با یهودیت رابطهای ندارد، سعی داشتند تا نظر خود در تقابل با گروههای تندرو را به گوش حاضران برسانند.