نواله بر

لغت نامه دهخدا

نواله بر. [ ن َ ل َ / ل ِ ب َ ] ( نف مرکب ) نواله برنده. ( برهان قاطع ). حامل نواله. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی که توشه و آذوقه می آرد. ( ناظم الاطباء ). || ریزه خوار. روزی خور.
نواله بر.[ ن َ ل َ / ل ِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) کارد. ( برهان قاطع ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( رشیدی ). سکین. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

( صفت واسم ) کاردسکین.

جمله سازی با نواله بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به من، که گرد درت چون سگان همی گردم نواله گر ندهی، استخوان دریغ مدار

💡 شاهان عصر از در من نان خوهند اگر از خوان تو نواله بچون من گدا رسد

💡 ... ولها جلال ليس فوق جلالها الا جلال اللهجل جلاله و لها نوال ليس فوق نوالها الا نوال الله عم نواله

💡 نواله دو جهان بر نتافت معدش از آن که سیر بود و برین خوان نمک نداشت ابا

💡 بدزد لب، چو بگیرم به زیر دندانش نواله ای به دهن آمده ست، باز مگیر

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز