لغت نامه دهخدا
( نهان و آشکار ) نهان و آشکار. [ ن ِ / ن َ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) غیب و شهود. ( یادداشت مؤلف ). ظاهر و باطن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نهان و نیز رجوع به آشکار شود.
( نهان و آشکار ) نهان و آشکار. [ ن ِ / ن َ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) غیب و شهود. ( یادداشت مؤلف ). ظاهر و باطن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نهان و نیز رجوع به آشکار شود.
( نهان و آشکار ) غیب و شهود ٠ ظاهر و باطن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رهنمایت باد دولت در سفر هم در حضر کار سازت باد یزدان در نهان و آشکار
💡 فضل حیدر مینگارد چون نهان و آشکار لاجرم آشفته دعوی فضیلت میکند
💡 شکر آن فرزند مقبل مهتر مهتر نسب با خدای و با تو گویم در نهان و آشکار
💡 کجا پوشیده خواهد ماند افعالت در آن حضرت که یکسانست نزد او نهان و آشکار تو
💡 خاک در چشمش اگر آرد دو عالم را به چشم هر که بتواند نهان و آشکار خویش یافت
💡 آنکه شد ذات و صفات و اسم و رسمش را طفیل اول و آخر نهان و آشکار و بی گمان