نمک داشتن

لغت نامه دهخدا

نمک داشتن. [ ن َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) خوش نمک بودن غذا. نمکی به اندازه یا کمی بیش از اندازه داشتن غذا. || ملیح بودن. صاحب ملاحت بودن:
کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری
دل ریش عاشقان را نمکی تمام داری.سعدی. || گیرنده و جذاب و بانمک بودن:
نمک دارد حریفان سرگذشتم
که من از می در آن محفل گذشتم.تأثیر ( از آنندراج ).لبش گزیدم و در دم ز خویشتن رفتم
شراب شور که مستی دهد نمک دارد.مشرب ( از آنندراج ).

جمله سازی با نمک داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمپلی تود (دامنهٔ) شکستگی‌ها در این منطقه به نسبت داشتن تکتونیک نمکی در حدود (۴–۵) کیلومتر ممکن است. طبقات مثمر حوزه رسوبی افغان تاجک عبارت است از ژوراسیک (یکی از دوره‌های شکل‌گیری زمین) تحتانی وسطی و فوقانی رسوبات تباشیر و پالیوجین (دوره اول شکل‌گیری) می‌باشد.

💡 باید در روز چند نمونه از این مواد غذایی را مصرف کرد. در هنگام مصرف فراورده‌های طبیعی نظیر سیب، بهتر است که پوست آن‌ها گرفته نشود. برای سرخ کردن مرغ آن را به سبوس ذرت یا سبوس جو دو سر آغشته کرده، به غلات و نانها سبوس بیشتری افزود. ذرت بو داده بدون نمک و کره نیز به خاطر داشتن فیبر اضافی، عالی است.

هوکی یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز