نمک دار

لغت نامه دهخدا

نمک دار. [ ن َ م َ ] ( نف مرکب ) خوش نمک. بانمک. کمی شور. || ملیح. باملاحت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خوش نمک ٠ با نمک ٠ کمی شور ٠ یا ملیح ٠ با ملاحت ٠

جمله سازی با نمک دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ۱۹۶۵ مطالعات زمین‌شناسی وسیع و مهمی در مورد اکتشاف مواد معدنی مهمی چون سرب، روی (جست) مس، طلا باریت، ابرک، سولفور، فسفریت‌ها، سینابر، زغال‌سنگ، آب‌های معدنی، نمک طعام و مواد ساختمانی صورت گرفت. در ۱۹۷۳ ارزیابی جدیدی در مورد معدن بزرگ «ارگونیت» در حاشیهٔ جنوب غربی کشور و معادن مهم باریت در شمال هرات مورد اکتشاف قرار گرفت. در ۱۹۷۴ در منطقه لوگر (جنوب کابل) کمربند مس دار بزرگی (مس عینک) کشف شد.

💡 گلیم دست بافتی ساده است از تار(پنبه یا پشم) و پود (پشم) که معمولاً از پشم حیوانات اهلی بر دار افراشته بافته شده که هر منطقه طرح مختص به خود را داراست و عموماً به عنوان فرش کاربرد داشته‌است. ممکن است بافت گلیم با تغییراتی کاربردهای دیگری غیر از فرش در بین عشایر داشته باشد: از جمله نمک دان، جل اسب، نوار چادر.

💡 کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری دل ریش عاشقان را نمکی تمام داری

💡 مده ره در وفاداریم شک را نگه می دار حق این نمک را

💡 تو مال و ملک و زرّ و زور داری نمک باید چو من گر شور داری

💡 بس عجب داری که دیدی لعل خوبان از نمک قدرت این باشد که کرده شکرستان از نمک

کاربراتور یعنی چه؟
کاربراتور یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز