لغت نامه دهخدا
نمک خوار. [ ن َ م َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه نان و نمک کسی را می خورد. ( ناظم الاطباء ). نمک خواره. نمک پرور.نمک پرورد. تحت تکفل. || دو یا چند تن که با هم نان و نمک خورده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ).
نمک خوار. [ ن َ م َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه نان و نمک کسی را می خورد. ( ناظم الاطباء ). نمک خواره. نمک پرور.نمک پرورد. تحت تکفل. || دو یا چند تن که با هم نان و نمک خورده باشند. ( فرهنگ فارسی معین ).
آن که نان ونمک کسی را خورده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا پیوندِ او خواری نیرزد نمکخوردن جگرخواری نیرزد
💡 دگر گفت: ای نمک خواران بد عهد چرا کم بود در حق نمک جهد