نقش انگیختن

لغت نامه دهخدا

نقش انگیختن. [ ن َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رل بازی کردن. ( یادداشت مؤلف ). || صورت سازی کردن. تصویر کردن:
هر نفس عشق دوصد نقش بدیع انگیزد
تا نگردد به خود آن آینه سیما مشغول.صائب ( از آنندراج ).رجوع به نقش برانگیختن شود.

فرهنگ فارسی

رل بازی کردن. یا صورت سازی کردن. تصویر کردن.

جمله سازی با نقش انگیختن

💡 که داند چنین نقشی انگیختن بدین دلبری رنگی آمیختن

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
شی یعنی چه؟
شی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز