لغت نامه دهخدا
نقره داغ. [ ن ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه، جریمه نقدی. جزای نقدی. ( یادداشت مؤلف ).
نقره داغ. [ ن ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه، جریمه نقدی. جزای نقدی. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. ) (اِمر. ) (عا. ) جریمه و تاوان سخت (پولی ) که فراموش نشود.
( اسم ) ۱ - جریمه پولی پول داغ. ۲ - باج رشوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخت من شبرنگ بوده نقره خنگش کردهام پس به نام شاه شرعش داغران آوردهام