نظاره شدن

لغت نامه دهخدا

نظاره شدن. [ ن َ رَ / رِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خیره شدن:
بیاراست جشنی که خورشید و ماه
نظاره شدند اندر آن جشنگاه.فردوسی.نهادند بر دشت هیزم دو کوه
جهانی نظاره شده همگروه.فردوسی.بدین بحر حوض جهان شد نظاره
در این حوض حوت فلک شد شناور.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خیره شدن.

جمله سازی با نظاره شدن

💡 (اين فرشته وحى است كه از شهادت فرزندم حسين، در سرزمينى، به نام كربلا وساحل فرات، گزارش آورده است و برايم چنان است كه گويى بدان سرزمين و بهشهادتگاه و مدفن او نظاره مى كنم و گويى خاندان به اسارت رفته او را بر فرازمحملها و هديه شدن سر مقدّسش را به بارگاه بيداد يزيد مى نگرم.

💡 عارفى گفته است: آن كه به هنگام نعمت، به منعم بنگرد، و به هنگام بلا، به بلا دهندهنظر كند، و در همه حالات، جمال حق را نظاره كند، و به محبوب مطلق توجه داشته باشد،در عالى ترين مراتب سعادت است و آن كه به عكس اين باشد، در پايين ترين دركاتبدبختى ست. و چنين كسى، به هنگام نعمت، بر نيست شدن آن ترسانست و به هنگامسختى، در آزار آنست.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز