نشانگر موقعیت راداری

مترادف‌ها

نشانگر موقعیت رادار

فرهنگستان زبان و ادب

{plan-position indicator, PPI} [علوم نظامی] نوعی نشانگر رادار که در آن پژواک های هدف موقعیت لحظه به لحظۀ آن را به صورت نقطه های روشن بر نقشۀ دایره ای یا بادبرنی منطقۀ تحت پویش آشکار می کند

ویکی واژه

نوعی نشانگر رادار که در آن پژواک‌های هدف موقعیت لحظه‌به‌لحظۀ آن را به‌صورت نقطه‌های روشن بر نقشۀ دایره‌ای یا بادبرنی منطقۀ تحت پویش آشکار می‌کند.

جمله سازی با نشانگر موقعیت راداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علامت '•' نشانگر موقعیت فعلی تجزیه‌کننده در این قانون است. پایانه پیشرو در این قاعده بعد از کاما ذکر شده‌است. علامت '$' برای نشان پایان ورودی مورد انتظار است.

💡 در نتیجه انگلیسی‌ها زمان کمی برای تبدیل شدن به بخشی از فرهنگ محلی داشتند. اگرچه به بخشی از فرهنگ تحصیل کرده‌ها تبدیل شد، زیرا در مدارس نخبگان و در آموزش عالی، مانند بقیه شبه قاره استفاده می‌شد. سیاست‌های استعماری که زبان انگلیسی را به عنوان نشانگر موقعیت نخبگان و زبان قدرت تبدیل کرد - که در حوزه‌های قدرتی مانند خدمات کشوری، افسران نیروهای مسلح، قوه قضاییه عالی، دانشگاه‌ها، روزنامه‌های معتبر، رادیو و سرگرمی استفاده می‌شد.

💡 اپراتور کنترل ترافیک هوایی با مشاهده نشانگر موقعیت راداری، می‌تواند از حرکت ایمن و فاصله مناسب هواپیماها از یکدیگر اطمینان حاصل کند.

💡 در سیستم‌های دفاعی پیشرفته، نشانگر موقعیت راداری به فرماندهان اجازه می‌دهد تا حرکت پرنده‌های ناشناس را در مرزهای کشور ردیابی کنند.

💡 دقت بالای نشانگر موقعیت راداری در سیستم‌های ناوبری دریایی، مانع از وقوع برخورد کشتی‌ها با موانع زیر آب و صخره‌های پنهان می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران