نسیه خر

مترادف‌ها

نسیه‌خور

لغت نامه دهخدا

نسیه خر. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ خ َ ] ( نف مرکب ) نسیه بر. که متاعی را به نسیه خرد. که قیمت کالا را بعداً پردازد:
به نسیه میدهدآن را که نسیه خر نبود.سوزنی.

فرهنگ فارسی

نسیه بر. که متاعی را به نسیه خرد. که قیمت کالا را بعدا پردازد.

جمله سازی با نسیه خر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دفتر روزنامه خرید نسیه، برای ثبت اطلاعات خریدهای نسیه.

💡 چو هست نقد میسر وصال دختر رز چرا به نسیه دل خویش کس به حور دهد

💡 امروز اگر فرد شوی مرد خدایی فردا مطلب نسیه،مجو عاشق فردا

💡 کاری نو چو کار عاقلان ساخته‌ایم نقدی به امید نسیه در باخته‌ایم

💡 حمداً لله که من یافته ام نقد وقت منتظر نسیه را هست خیالی عجب

💡 گر بهشت نسیه‌ای دارند وقتی زاهدان ما به نقد از همت پیر مغان آسوده‌ایم

💡 او به دلیل مدیریت نادرست مالی، به یک نسیه خر تبدیل شده بود که مدام از فروشندگان کالای اضافه می‌خواست.

💡 در آن بازار قدیمی، نسیه خرها افرادی بودند که توانایی پرداخت نقدی نداشتند و کالای خود را به صورت بدهی می‌بردند.

💡 فروشنده با دقت تمام لیست بدهی‌های خود را بررسی کرد تا مشخص کند کدام نسیه خر هنوز مبلغی را تسویه نکرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران