نجاتی بک
لغت نامه دهخدا
نجاتی بک. [ ن ِ ب َ ] ( اِخ ) شاعر غنائی ترک و صاحب دیوان است. وی به سال 1509 م. درگذشت. ( از اعلام المنجد ).
فرهنگ فارسی
شاعر غنائی ترک و صاحب دیوان است و بسال ۱۵٠۹ مسیحی در گذشت.
جمله سازی با نجاتی بک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أخافُ مِنکَ و أرجو و أستَغیثُ و أدنو که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی
💡 دلبر ما را به حال ما اگر بود التفاتی می شدی حاصل ز بندغم دل ما را نجاتی
💡 شد مقید جان ما نوعی که گویی یک نفس از کمند زلف تو او را نجاتی هست نیست
💡 ای ز جهان خسته دل؛ خیز نجاتی طلب مرهم گلها نهند؛ دست فگاران خار
💡 ۱- معصومه زارعی، ۲-زینب ملکی، ۳-زهرا نجاتی، ۴-بتول خلیلزاده، ۵-مهری فلاحی، ۶-سمیرا خالقی، ۷-نسرین فرهادی (کاپیتان)، ۸-سکینه کشوری، ۹-عشرت کردستانی، ۱۰-طیبه جعفری، ۱۱-زهرا دانایی، ۱۲- زهرا عبدی
💡 با اشاراتی که پیران راست در قانون دین حق نجاتی داده از رنج شفاخوانی مرا