ناله گیر
مترادفها
نالان، شکایتکن، مویه کن، زاریکن، فغانکن
متضادها
شادمان، خرسند، خشنود
لغت نامه دهخدا
ناله گیر. [ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) گیرنده ناله. که ناله را ببندد. که مانع ناله کردن شود:
گشتی شکار درد ظهوری به خود بناز
شادم که دام من نفس ناله گیر تست.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه مانع ناله کردن شود: گشتی شکار درد ظهوری بخود بناز شادم که دام من نفس ناله گیرتست. ( ظهوری آنند.لغ. )
جمله سازی با ناله گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاسه از فرق عدو گیر نه از دست حبیب نغمه از ناله ی وی جوی نه از ناله ی نی
💡 ناله ی مرغ که شب گیر به گوش تو رسد همه پیغام نزاری ست نگارا بشنو
💡 در محیطهای کاری، مدیریت باید مراقب افراد ناله گیر باشد تا انرژی مثبت تیم تحت تأثیر شکایات مداوم و بیپایه آنها قرار نگیرد.
💡 فردی که مدام ناله گیر است و فقط بر مشکلات تمرکز میکند، معمولاً توانایی پیدا کردن راه حلهای سازنده را ندارد.
💡 تفاوت بین یک منتقد سازنده و یک ناله گیر در این است که اولی راه حل ارائه میدهد و دومی فقط اعتراض میکند.