ناله کشیدن
مترادفها
زاری کردن، شیون کردن، مویه کردن، ناله کردن
متضادها
خندیدن، شادی کردن
لغت نامه دهخدا
ناله کشیدن. [ ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ناله زدن. ناله کردن. فریاد و فغان برآوردن. رجوع به ناله شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ناله کردن ناله زدن.
جمله سازی با ناله کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرغ دلم چو ناله کشیدن هوس کند چون غنچه عندلیب نفس در قفس کند
💡 به دلم بال و پر ناله کشیدن دادند قفس سینه به تاراج پریدن دادند
💡 پای تعلق از سرمستی بکش که یار رام کسی به ناله کشیدن نمی شود
💡 نومید مشو ناله کشیدن دگر آموز
💡 چه کنم با دو جهان بار ندامت بیدل قوت من که به یک ناله کشیدن نرسید
💡 هر کس کشید بر در دلبر متاع خویش دل نیزه آه و ناله کشیدن گرفته است