ناخوش اواز

لغت نامه دهخدا

( ناخوش آواز ) ناخوش آواز. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنکه آواز وی مطبوع نباشد. ( ناظم الاطباء ). بدصدا. بدآواز. که صوتی منکر و گوش خراش دارد. که آوازش دلنشین و دلپذیر نیست. که خوش آواز نیست:
اگر مهمان تست این ناخوش آواز
مرا فریاد رس زین میهمانت.ناصرخسرو.خدای این حافظان ناخوش آواز
بیامرزاد اگر ساکن بخوانند.سعدی.ناخوش آواز اگر دراز کشد
نه خداوند، خلق از او خشنود.سعدی.ناخوش آوازی ببانگ بلند قرآن میخواند. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

( ناخوش آواز ) ( صفت ) آنچه که مطبوع نیست نادلپسند نا مقبول مقابل خوشایند.

جمله سازی با ناخوش اواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رستی از رنج ناخوش آوازان جستی از دام کید غمازان

💡 اگر مهمان توست این ناخوش آواز مرا فریادرس زین میهمانت

💡 بگشاد زبان سحر پرداز کای بد سخنان ناخوش آواز

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز