لغت نامه دهخدا
ناخن چین. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) افزاری که ناخن می چیند و لفظ دیگرش ناخن گیراست. ( فرهنگ نظام ). آنچه با وی ناخن گیرند. ( شمس اللغات ). ابزاری که بدان ناخن چینند و کوتاه کنند. ناخن بُرای. ناخن پیرای. ناخن گیر. رجوع به ناخن گیر شود.
ناخن چین. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) افزاری که ناخن می چیند و لفظ دیگرش ناخن گیراست. ( فرهنگ نظام ). آنچه با وی ناخن گیرند. ( شمس اللغات ). ابزاری که بدان ناخن چینند و کوتاه کنند. ناخن بُرای. ناخن پیرای. ناخن گیر. رجوع به ناخن گیر شود.
( صفت واسم ) ناخن برا.
💡 پسوریازیس میتواند در هر نقطهای از بدن مانند بر روی پلک، گوش، دهان و لبها، چینهای پوست، دست و پا و ناخن خود را نشان دهد. پوست در هر یک از این سایتها متفاوت است و نیاز به درمانهای مختلف دارد.
💡 پسوریازیس میتواند در هر نقطهای از بدن مانند بر روی پلک، گوش، دهان و لبها، چینهای پوست، دست و پا و ناخن خود را نشان دهد. پوست در هر یک از این سایتها متفاوت است و نیاز به درمانهای مختلف دارد.
💡 عفونتهای درماتوفیتها بر روی پوست، مو و بخش سطحی ناخنها تأثیر میگذارند و تظاهرات عفونت شامل اریتم، سفتی، خارش و پوستهپوسته شدن است. درماتوفیتوزها عموماً در نواحی مرطوب و چینهای پوستی ایجاد میشوند. درجهٔ عفونت به محل ایجاد عفونت، گونههای قارچی و پاسخ التهابی میزبان بستگی دارد.