ناخن خوش

مترادف‌ها

ناخن زیبا، ناخن آراسته

لغت نامه دهخدا

ناخن خوش. [ خ ُن ِ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ناخن پریان و آن نوعی از صدف باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به ناخن پریان شود.

فرهنگ فارسی

ناخن پریان و آن نوع از صدف باشد.

جمله سازی با ناخن خوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حقیقت یک تومور خوش‌خیم پوستی است که به دلیل عفونت ویروسی ایجاد می‌شود و می‌تواند پوست زیرین یا اطراف ناخن را درگیر کرده، نتیجتاً موجب تغییر شکل ویا انهدام صفحه ناخن می‌شود. این بیماری در بسیاری از موارد دردناک است.

💡 آن خوش ترنّمم که ز لخت جگر حزین بر تار ناله، ناخن مضراب می‌زدم

💡 ششمين عمل حج، حلق يا تقصير است؛ يعنى بايد سر را بتراشد و يا مقدارى از ناخن ياموى خود را بچيند.(238) با انجام اين عمل، تمام محرّمات احرام بر شخصحلال مى شود بجز بوى خوش و زن.

💡 در حديث ديگر فرمود كه لازم است بر بالغى كه در هر جمعه شارب و ناخن بگيرد وچيزى از بوى خوش بر خود بريزد و حضرترسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون روز جمعه ميرسيد بوى خوش نزد آنحضرت نبود،روپاك بعضى از زنان را ميطلبيد كه بوى خوش داشت و تر ميكرد و بر روى مباركميماليد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران