خوش خوراکی
مترادفها
لذیذ، خوشطعم، خوشمزه
متضادها
بیمزه، ناخوشخوراک، تلخ
لغت نامه دهخدا
خوش خوراکی. [ خوَش ْ / خُش ْ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خوش خوراک. بامزگی. خوش مزگی. خوش طعمی.
جمله سازی با خوش خوراکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بد نیست بدانید، از مهمترین دلایل مرغوبیت، خوشطعمی و ارزش غذایی بالای سوسیس، گوشت استفاده شده در آن است. درواقع هرچه کیفیت و مقدار گوشت استفاده شده در تولید سوسیس بالاتر و بیشتر باشد، علاوه بر بالا بودن ارزش غذایی این خوراکی پرطرفدار، طعم آن هم خوشمزهتر خواهد بود.
💡 در میهمانیهای سنتی ایرانی، میزهای پر از انواع غذاهای خوش خوراکی و متنوع چشم هر بینندهای را با رنگها و عطر دلپذیرشان میگیرد.
💡 سرآشپز رستوران با استفاده از مواد اولیه تازه و ادویههای اصل، توانسته است منوی خود را با غذاهای خوش خوراکی و بسیار لذیذ تکمیل کند.
💡 برای داشتن یک رژیم غذایی سالم، بهتر است به جای مصرف خوراکیهای فرآوری شده، سراغ غذاهای خانگی و خوش خوراکی که از سبزیجات تهیه شدهاند، بروید.