کلمهی «عامد» در فارسی به معنای «قصدکننده» یا «آغازکننده» است. این واژه در منابع لغوی معتبر مانند دهخدا، فرهنگ فارسی، فرهنگ معین و عمید به همین معنا ذکر شده و جمع آن «عامدین» است. «عامد» به کسی گفته میشود که قصد انجام کاری را دارد یا عملی را آغاز میکند. کاربرد آن هم در متون ادبی و هم در متون رسمی و دینی دیده میشود و بیشتر بر نیت و قصد فرد تأکید دارد، نه بر نتیجه یا مسیر حرکت او. این واژه بار معنایی مثبت یا خنثی دارد و نشاندهنده توانایی فرد در تصمیمگیری برای انجام کاری است. در متون کهن، «عامد» ممکن است برای کسی به کار رود که عملی را عمداً و با قصد انجام میدهد، و بر نقش نیت و اراده فرد تأکید دارد. از نظر معنایی، این کلمه با واژههایی مانند «قصدکننده»، «آغازکننده» و «آهنگکننده» هممعنی است و در کاربرد ادبی برای بیان آغاز و نیت عمل مورد استفاده قرار میگیرد.
عامد
لغت نامه دهخدا
عامد. [ م ِ ] ( ع ص ) قصدکننده. آهنگ کننده. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
فرهنگ معین
(مِ ) [ ع. ] (اِفا. ) قصد کننده، آهنگ - کننده.
فرهنگ عمید
قصدکننده، آهنگ کننده.
فرهنگ فارسی
قصدکننده، آهنگ کننده
( اسم ) قصد کننده آهنگ کننده جمع عامدین.
جمله سازی با عامد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کالبدشناسی انسانی، بدن را با سه صفحۀ متعامد میتوان تقسیم کرد. در تصویربرداری پزشکی، گاهی به جای واژه «صفحه» از واژههای «دید»، «برش» یا «مقطع» نیز استفاده شده است.
💡 طبیبان را بسوزد دل چو بیماری سپارد جان طبیبی عامداً ساع به قتلی بل و احراقی
💡 با توجه به معادله تعامد دست راست، عبارت فوق مساوی صفر است.