خوش عیار

لغت نامه دهخدا

خوش عیار. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) آنچه عیار خوب دارد. || کنایه از خوش ذات و خوش جنس.

فرهنگ فارسی

آنچه عیار خوب دارد یا کنایه از خوش ذات و خوش جنس است.

جمله سازی با خوش عیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک من حق گویم و حق آگه هست کاین سخن ها راست نقدی خوش عیار

💡 گرفته نیست دل صائب از گرفت حسود محک بلند کند رتبه، خوش عیاران را

💡 آتشی در کوهسارش بر فروخت خوش عیار آمد برون یا پاک سوخت

💡 طلا شده است مس هر که در جهان صائب ز پرتو نظر خوش عیار مردان است

💡 آن چه شوخی و چه شهر آشوبی آن چه باری و چه خوش عیاری است

💡 گر شحنه آشکارا منع مدام کرده با یار خوش عیاری می را نهان توان زد

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز