نا گسیخته

لغت نامه دهخدا

ناگسیخته. [ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ناگسسته. ناگسلیده. غیرمقطوع.

فرهنگ فارسی

نا گسسته. ناگسلیده. غیر مقطوع

جمله سازی با نا گسیخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اعضا چنان گسیخته از هم که گاه دفن نارستش از زمین حرکت داد بی حصیر

💡 چنان نماید سرگشته در فضای تو گردون که در محیط یکی بادبان‌ گسیخته زورق

💡 تمام رشته بار و برش گسیخته شد چو اشک غمزده‌گان میوه‌هایش ریخته شد

💡 رول‌های داغ فولاد که ساختار بسیار گسیخته آستینیت دارند که به ساختار آهن و کربنی مکعبی خوبی ضمن فرایند سرد کردن تبدیل می‌شوند.

💡 در خاکمال عرصهٔ دنیا، دلم حزین ماند به قطره ای که ز دریا گسیخته

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز