لغت نامه دهخدا
ناکوبیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوفته. مقابل کوبیده.
ناکوبیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کوبیده ناشده. ناکوفته. مقابل کوبیده.
نا آکنیده. نا کوفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام این غذا از سه واژه تشکیل شده که واژه اول و دوم همان پنیر و تکه فارسی، و واژه سوم (مصالح یا مصالحه) لغتی عربی و رایج در فارسی قدیمیتر به معنای ادویههای کوبیدهشدهاست. در فارسی، تحت تأثیر برگردان از خط لاتین، نام این غذا را «پنیر تیکا ماسالا» هم نوشتهاند.
💡 سومالی یکی از کشورهای متعددی بود که مورد هجوم امواج سونامی قرار گرفت که بهدنبال زلزله سال ۲۰۰۴ اقیانوس هند ایجاد، سواحل اقیانوس هند را در هم کوبیده، تمام روستاها را از بین برده و ۳۰۰ کشته بر جای گذارد.
💡 فولاد کوئنچ شده عموماً به آرامی و به صورت یکنواخت (معمولاً بین ۲۰۴ تا ۳۴۳ درجه سلسیوس) در فرایندی به نام تمپرینگ حرارت دهی مجدد میشود تا فلز نرم گردد و در نتیجه چقرمگی افزایش یابد. به هر ترتیب، این گونه نرم کردن فلز گرچه شمشیر را کمتر در معرض شکستن قرار میدهد، اما لبه آن را مستعد آسیبهایی مثل کند شدن، کوبیده شدن یا تاب برداشتن میکند.
💡 کوکوی ماش (سیب زمینی و ماش را جداگانه آبپز کرده و با جعفری و گشنیز و پیاز و نمک و ادویه کوبیده و مخلوط کرده و سپس سرخ میکنند)