لغت نامه دهخدا
ناکندن. [ ک َ دَ ] ( مص منفی ) نکندن. مقابل کندن. || نیاکندن. مقابل آکندن.
ناکندن. [ ک َ دَ ] ( مص منفی ) نکندن. مقابل کندن. || نیاکندن. مقابل آکندن.
نکندن. مقابل کندن. یا نیاکندن. مقابل آکندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرده از هیبت نالیدن من، وهم هراس گشته از سختی جان کندن من، مرگ وهیم
💡 مطالعات باستانشناسی نشان میدهند که این ویژگی منحصر به فرد (استفاده و کنترل آتش) از طریق استفاده از سنگ چخماق که برای پوست کندن و برش گوشت مورد استفاده قرار میگرفت در انسان ظاهر شدهاست.
💡 چه سان دل میتوان کندن، ز چشم سرمهسای او؟ که قامت میکشد رو بر قفا برگشته مژگانش!
💡 صحنهی واپسین فیلم پس از تیتراژ پایانی فیلم، سر اتوی را خوابیده بر تن در حال جان کندن گرگ نشان میدهد.
💡 علم درختکاری چگونگی رشد گیاهان را مطالعه کرده و به شیوههای فرهنگی و محیط زیست آنها پاسخ میدهد. عمل درختکاری شامل تکنیکهای فرهنگی مثل انتخاب، کاشت، تربیت، کود دادن،کنترل آفات بیماریزا، هرس، شکلدادن و کندن است.