لغت نامه دهخدا
ناهراسنده. [هََ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ناهراس. بی باک. نترس.
ناهراسنده. [هََ س َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) ناهراس. بی باک. نترس.
ناهراس بی باک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درآمد نهنکال در پیش شاه هراسنده زان جن و دیو و سپاه
💡 هرکه از کردگار ترسندهست خلق عالم ازو هراسندهست
💡 که بودی دمی پیش، برزین من سپاهی هراسنده از کین من
💡 هراسنده شد زین سخن شهریار منادی برانگیخت اندر دیار
💡 هراسنده گشتند لشکر همه چو از گرگ درنده ترسد رمه