لغت نامه دهخدا
نامخصوص. [ م َ ] ( ص مرکب ) چیزی که مخصوص نباشد و عام بوده و اختصاص به کسی یا چیزی نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ). غیراختصاصی. عمومی.
نامخصوص. [ م َ ] ( ص مرکب ) چیزی که مخصوص نباشد و عام بوده و اختصاص به کسی یا چیزی نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ). غیراختصاصی. عمومی.
چیزی که مخصوص نباشد و عام بوده و اختصاص به کسی یا چیزی نداشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه یکتایی بود مخصوص ذات ذوالجلال لیک ذات وی چو ذات کردگار لایزال
💡 گرمی هوا و کمی بارندگی و اراضی شور، گیاهان مخصوص به خود را دارا است.
💡 قلب: خدا ببخشد، تذكر خوبى داديد، اما مساله احتكار، مرحوم شيخ حر عاملى كه ازبزرگان محدثين و از افتخارات عالم تشيع است، در كتابوسائل يك باب مخصوص حرمت احتكار باز نموده و در آن جا رواياتىنقل مى كند كه از جمله آنهاست اين روايت:
💡 نگاه خشم تو، مخصوص جان خسته چراست؟ همین به میکده، رطل مرا گران چه دهی؟
💡 داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را کردی آزاد از غم عالم غلام خویش را
💡 آنجناب اهل كوفه و از ياران مخصوص امام رضا و امام جواد عليهماالسلام و نزد آنها بسيارارجمند بود و صاحب تاءليفات كه مهمترين آثار ايشان ((الجامع )) و ((كتاب النوادر))است. وى فردى مورد اطمينان كامل و فقاهش موردقبول عامه دانشمندان شيعى است (85).