لغت نامه دهخدا
میراث بر. [ ب َ] ( نف مرکب ) وارث. که از مرده ارث برد. ( از یادداشت مؤلف ). میراث برنده. و رجوع به میراث و وارث شود.
میراث بر. [ ب َ] ( نف مرکب ) وارث. که از مرده ارث برد. ( از یادداشت مؤلف ). میراث برنده. و رجوع به میراث و وارث شود.
وارث که از مرده ارث برد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صدر فخری و نظامی به تو میراث رسید چیست در عالم از این خوبتر و زیباتر
💡 آشنایی با کالبد، معنا و فعالیتهای درون بافتهای تاریخی بهعنوان کلیتی جامع بوده که همزمان آشنایی با میراثهای فرهنگی، هنری و تاریخی را میسر میسازد.
💡 به راه مرگ پدر شد ترا دو دیده سفید از آن به چشم تو گردیده توتیا میراث
💡 خواجه میراث پدر برد بدین شغل بکار این خبر نیست که من گفتم، چیزیست عیان
💡 مجموعه پنج قسمتی ممنوعه و مطروده دربارهٔ دختری به نام النا است که با میراث یک نیروی گمشده بالغ میشود. او برای شکست ارباب تاریکی و پیدا کردن خودش به سفری میرود.
💡 خانه دل را مهر تو متاع است و اثاث وین متاع آمده بر من ز نیاکان میراث