مژده بردن
مترادفها
خبر خوش بردن، بشارت بردن
لغت نامه دهخدا
مژده بردن. [ م ُ دَ / دِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) خبر خوشی برای کسی بردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
رشک دارم بر جنون آنکه پیش از دیگران
مژده مرگم به سرو خوشخرام من برد.میرزامحمد میلی ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خبر خوش برای کسی بردن
جمله سازی با مژده بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک سامانه حقامتیاز الف) قدرت خرید گروهی برای از بین بردن هزینههای عملیاتی ب) پیشرفت سریع تر به علت برنامهٔ بازاریابی از پیش آزمایششده پ) نتایج قابل پیشبینی (وابسته به اینکه تا چه حد پایبند سامانه بودهاید) را مژده میدهد.